به‌ هر‌ حال

تیشه بر ریشه‌ی وبلاگستان فارسی

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۴۱ ب.ظ

PersianBlogsDay95

امروز 16 شهریور 1395،‌ روزی هستش که وبلاگستان فارسی 15 ساله شد؛ و البته تولد 3 سالگی این وبلاگ هم هست! تبریک میگم به بیان که به قدری خوب بود که تونست 3 سال منو تو خودش نگه داره. نه که آدم شاخی باشم. ولی خب! سال گذشته درباره‌ی اینکه چرا وبلاگ مینویسم و اینا توی این پست توضیح دادم. نوشته‌ی امسالم رو میخوام یکم کاربردی‌تر و رک‌تر بکنم چون کار دیگه از تعارف گذشته! 

آقا زمونه زمونه‌ی بدی شده. یه زمانی بود که خوندن ارزش داشت، نوشتن از اون هم بیشتر ارزش داشت. واقعاً نمیدونم چی شد که به اینجا رسیدیم. به جایی که وقتی یه متن برای دوستت میفرستی، با افتخار برمیگرده میگه من حوصله ندارم متن بلند بخونم خلاصه‌ش کن! به جایی رسیدیم که درصد خیلی زیادی از مردم تنها درکی که از اینترنت دارن، تلگرام و اینستاگرامه! اونم با تلفظ های لج‌درار و اشتباه Telegeraam و InestaGeraam! درواقع الان یه ملتی داریم که فکر میکنن هر چیزی تو اینترنت بجز این دوتا جا درواقع گورستان‌های منسوخ شده‌ای هستن که بجز یه سری ارواح دیگه کسی بهشون سر نمیزنه. و فکر میکنن به صرف اینکه اونا بلدن پیامای تلگرام رو فوروارد کنن یا تو اینستاگرام دوتا دایرکت بفرستن دیگه به خدایانی تبدیل شدن که بر فضای مجازی حکمرانی میکنن! واقعاً اون لحظه‌ای که طرف بهم میگه دیگه دوره‌ی سایت و وبلاگ تموم شده و فقط باید ممبرهای چنل تلگرام رو بالا برد یا فالور اینستاگرام رو کشید بالا یه احساس خلاء مسخره‌ای بهم دست میده که فقط اگه خودتون تجربه کرده باشین میتونین درک کنین! 

درباره‌ی اینکه وبلاگ چیه و من چرا وبلاگ مینویسم سال پیش همین موقع توضیح دادم. الان میخوام یکم مستقیم‌تر برم سر بحث اینکه چرا اگه شما میخواین تو فضای اینترنت نوشته‌هاتون رو منتشر کنین، باید از وبلاگ استفاده کنین و نه از اینستاگرام و تلگرام. دلیلش دقیقاً همون دلیلیه که نباید با چنگال سوپ خورد! اینستاگرام و تلگرام ساختارشون برای ارسال اینجور متن‌ها ساخته نشده. به همین سادگی! یعنی اون عزیزانی که نشستن این برنامه‌ها رو تولید کردن اصلاً تو هدف‌هاشون این نبوده که مردم بخوان از برنامه‌شون به عنوان جایگزین وبلاگ استفاده کنن! 

بحث اینستاگرام که خیلی ساده‌ست. خودم هربار برای کسی اینو توضیح میدم خندم میگیره از اینکه تو جامعه‌ای هستم که باید این الفبای ساده رو ساده‌تر کرد و به یه عده یاد داد که شاید لطف کنن از مواضع خودشون کوتاه بیان! اینستاگرام ساخته شده تا آدما تصاویر روزمره‌ی خودشون رو توش منتشر کنن. عکس! یه امکان هم داره که زیر عکس‌ها کپشن قرار بدین. یعنی مثلاً اگه شما پارسال بهار دسته جمعی رفته بودین زیارت، عکس اون مسافرت دل‌انگیز رو میتونین توی اینستاگرام منتشر کنین و زیرش بنویسین آره مثلاً این سفر فلان موقع بود رفته بودیم مشهد اتفاقاً داداش بزرگه‌م پاش لیزخورد افتاد تو جوب کلی خندیدیم. همین. یه چیزی هم داره به اسم هشتگ. هشتگ بر خلاف تصور خیلی از مردم چیزی نیست که فقط برای کمپین‌ها باشه و چیزی نیست که هرچی بیشتر زیر پست‌های آدم باشه کلاس کار رو بالاتر ببره! هشتگ یعنی زیر پست همون عکسه بنویسین #زیارت که یه نوع دسته‌بندی مطالب صورت بگیره و یکم نظم بیشتری داشته باشه تصاویر کل اینستاگرام برای سرچ و اینجور چیزا. 

از اون طرف تلگرام یه اپلیکیشن برای ارسال پیامه که حتی انقدر شک و شبهه‌ی امنیتی توش وجود داره که برای همین چت کردن هم توصیه نمیشه. معلوم نیست منبع درآمد تلگرام از کجاست. نه تبلیغات داره و نه نسخه‌ی پریمیوم که مثلاً بعد از یک سال برای استفاده از کاربرا پول بخواد. قوی‌ترین فرضیه اینه که تلگرام از راه فروش اطلاعات کاربرا به دولت‌ها کسب درآمد میکنه. شبهه‌ی بزرگتر اینه که چطور پیام‌رسان‌های پرقدرتی مثل وی‌چت و لاین و واتس‌اپ و وایبر دونه دونه هرکدوم به یه شیوه‌ای -مثل فیلتر شدن و ...- کنار رفتن و همه چیز دست به دست هم داد تا یه اپلیکیشن بی‌نام و نشون مثل تلگرام بیاد و فراگیر بشه؟ این قضیه جالب‌تر میشه وقتی که بدونیم تقریباً تنها کشوری که از این برنامه استفاده میکنه ایرانه! این دوتا مطلب رو که پشت سر هم بذاریم میبینیم ممکنه افرادی با یه برنامه‌ریزی هدفمند این برنامه رو تو ایران رواج داده باشن تا راحت‌تر بتونن به اطلاعاتی که میخوان دسترسی داشته باشن! حالا کاری به این مساله نداریم، نوش جونشون! تلگرام هرچی که هست ساخته شده تا مردم به هم پیام ارسال کنن. امکان ساخت چنل توش فراهم شده تا ازش برای اطلاع‌رسانی‌های ساده استفاده بشه. برای مثال خبرگزاری ها بیان و سرخط اخبارشون رو همراه با لینک مطلب توش بفرستن. یا خواننده‌ها بیان اخبار کوتاه خودشون رو توش بفرستن. یا خبرنگارا بیان و مطالب جالب و کوتاه خبری رو توش پست کنن. زیرساخت این برنامه اصلا برای ارسال مطالب بلند نیست! افرادی که تو کانال‌های تلگرامشون مطالب طولانی میفرستن و درواقع ازش به عنوان وبلاگ استفاده میکنن دارن اول به خودشون و نوشته‌هاشون و بعد به وبلاگستان ظلم میکنن! 

اما همه‌ی اینا رو گفتم تا به این برسم که وبلاگ چی داره که نسبت به این دوتا برترش میکنه؟ ببینین دوتا شاخه‌ی خیلی مهم توی شماهایی که متن مینویسین و منتشر میکنین ایجاد میشه. یا واقعاً برای چیزی که مینویسین ارزش قائلین یا نوشته‌هاتون براتون اهمیتی ندارن و هدف دیگه‌ای از نوشتن دارین؛ مثلاً کلاس داشتن یا یه همچین چیزی. اگه برای نوشته‌هاتون ارزش قائل باشین پس براتون مهمه که توی چه بستری با چه قدرتی منتشر میشن و چه چیزایی هستن که نوشته‌های شما رو تو فضای حرفه‌ای‌تری سازماندهی میکنن. خب ..

  1. اول از همه اینکه موتورهای جستجوگری مثل گوگل مطالب وبلاگ‌ها رو پشتیبانی میکنن ولی برنامه‌ای مثل تلگرام رو نه. یعنی مثلاً اگه درباره‌ی کشک یه متن بنویسید و بعداً کسی کلمه‌ی کشک رو توی گوگل سرچ کنه، نوشته‌ی توی وبلاگ براش به نمایش در میاد ولی تلگرام نه! 
  2. امکان بایگانی منظم مطالب هم از نظر زمان و هم موضوع توی وبلاگ وجود داره و هر متنی که مینویسید به خوبی دسته‌بندی میشه و هرکسی میتونه به سادگی بهشون دسترسی داشته باشه. درحالی که نوشته‌های تلگرام و اینستاگرام فقط پشت سر هم قرار میگیرن و بعد از یه مدتی نوشته‌ها به قدری تو لیست عقب میرن که هیچکس اونها رو نمیخونه و درواقع با دست خودتون نوشته‌ی خودتون رو خاک میکنید.
  3. امکان گرفتن نسخه‌ی پشتیبان از مطالب هم خیلی مهمه. تجربه نشون داده این اپلیکیشن‌های پیام رسان هیچوقت موندگار نیستن و دیر یا زود مردم تصمیم میگیرن به برنامه‌ی دیگه‌ای رو بیارن. در این صورت تمام مطالبی که طی مدت‌ها توی تلگرام یا اینستاگرام نوشتید از دسترس خارج میشن و راهی برای جمع‌آوری و انتقال اونا به جای جدید ندارید. ولی وبلاگ‌ها امکان پشتیبان گیری دارن و هرموقع بخواید میتونید با مطالب عزیزتون به فضای دیگه‌ای مهاجرت کنید. 
  4. امکان نظر گذاشتن به شکل مناسب زیر پست‌های تلگرام اصلاً‌ وجود نداره و توی اینستا هم ناقص هستش و منظم نیست. درصورتی که نظرات یکتا برای هر مطلب توی وبلاگ مشخص هستن و پاسخ نویسنده به هر کامنت هم خیلی منظم نمایش داده میشه.
  5. امکان لینک دادن بین مطالب داخل یا خارج توی اون دو سیستم بسیار ناقص وجود داره و یا وجود نداره، درصورتی که توی وبلاگ به سادگی این مورد امکان پذیره. اگر اهل نوشتن باشین میدونین گاهی لینک دادن چقدر ضروری میشه.
  6. امکان به اشتراک گذاری مطالب شما توسط دیگران توی تلگرام و اینستا به خوبی وجود نداره. درصورتی که هرکسی مطالب وبلاگ رو به سادگی و با یک کلیک میتونه توی سایر شبکه‌های اجتماعی Share کنه.

ده‌ها برتری دیگه میتونم نام ببرم که دیگه خودم حوصله ندارم! ولی هست. اعتماد کنین بهم :D 

اما دوتا بهانه‌ای که دیدم ملت بیشتر از همه میارن تا از ساختن وبلاگ سر باز بزنن یکیش اینه که میگن وبلاگ ساختش تخصصیه و حوصله میخواد و وقت زیادی میگیره. و یکی هم اینه که اگه وبلاگ خوب بود سیاستمدارا و هنرمندا و ... توی اینستاگرام و این مدل برنامه‌ها فعالیت نمیکردن! خب جواب ..

اول اینکه ساخت وبلاگ به هیچ وجه تخصصی نیست و نیاز به علم خاصی نداره. فقط کافیه توی یکی از سیستم‌های وبلاگدهی ثبت نام کنید و یه قالب انتخاب کنید و شروع به نوشتن کنید. باقی چیزایی که فکر میکنید ازتون وقت میگیره رو خودتون به مرور زمان یاد میگیرید و بدون دردسر درستشون میکنید. یعنی به اون شکلی که فکر میکنید دردسر نداره واقعاً.

درباره‌ی آدمای معروفی که توی اینستاگرام فعالیت میکنن هم توضیح ساده‌ست. این افراد جایی میرن که مخاطب عام بیشتری باشه و ارتباط سریع‌تری با مردم داشته باشن. مثلاً محسن چاوشی وقتی شب توی خونه‌ش داره آهنگ گوش میده و میخواد یه بیت شعر بفرسته بدیهیه که اینستاگرام براش مناسب‌تره. ولی هنوز هم رسمی‌ترین پایگاه مجازی همین آقای چاوشی سایتشه. این وسط افرادی مثل حمید بعیدی نژاد یا محمدعلی ابطحی هم هستن که بخاطر ارتباط نزدیک‌تر با مخاطب عام، متن‌های بلندشون رو توی اینستاگرام منتشر میکنن که تو همین موارد هم میبینید که دسته‌بندی نشدن نوشته‌هاشون باعث میشه که خیلی زود به عقب لیست برن و عملاً از دسترس خارج بشن و دیگه توسط کسی خونده نشن! که باز در همین مورد هم پایگاه اصلی آقای ابطحی وبلاگشون هست نه اینستاگرام! و آقای بعیدی نژاد هم ممکنه وبلاگ داشته باشن که من بی‌اطلاعم ازش.

پس خواهشاً از هر چیزی تو جایی که کاربرد داره استفاده کنین! درسته که با آچار فرانسه هم میشه میخ رو تو دیوار کرد، ولی اگه هر ابزاری رو تو جای خودش استفاده کنین خودتون هم حس بهتری میکنین. واقعاً بهتر نیست اگه تصاویرتون رو توی اینستاگرام بفرستین، با دوستاتون توی تلگرام چت کنین و در کنار اینا یه وبلاگ داشته باشین که نوشته‌هاتون رو توش منتشر میکنین؟ 

بازم میگم، وبلاگ به بهترین شکل نوشته‌های شما رو به دست همون افرادی میرسونه که دنبالش هستن؛ وبلاگ شما رو با افراد هم عقیده‌تون آشنا میکنه؛ وبلاگ قدرت شما رو تو بیان افکار و عقایدتون بالا میبره. با دور بودن از وبلاگ خودتون رو از تمام اینا محروم میکنید! 

• در همین باره: مرگ وب نزدیک است / حسین درخشان

 

  توییتر و فیسبوک خوبن. ولی تلگرام و اینستاگرام به شکلی که الآن استفاده میشن واقعاً تیشه به ریشه‌ی تمام ارزش‌های قدیمی وبلاگستان هستن.

  ساعت خوابم به قدری به هم ریخته که باید خود کاظم قلمچی برام یه برنامه بنویسه واسه درست کردنش :))

  اینکه من قبلاً فیلم ارباب حلقه‌ها و اینا رو یکی دو بار دیدم ولی چیز زیادی ازشون یادم نیست و الآن که میبینم بازم برام جدیدن خیلی عجیبه؟ مریضی چیزی دارم میشم ینی؟ 

  دانشگاها دارن شروع میشن و تازه هزار تا کار که باید بکنم یادم اومدن. دو ماه چیکار میکردم پس من؟

  اگه حسین درخشان رو نمیشناسید درباره‌ش سرچ کنید و بخونید. جالب و مهمه.

  نغمه‌ی آتش و یخ رو شروع کردم. آره میدونم، دیوانه‌م! فقط خدا کنه یجوری نشه از چالش عقب بمونم کلاً! :/ 

 

۵ ۱
۲۷ دیدگاه
| اشتراک‌گذاری‌: به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم

این مطلب با برچسب‌های, Persian Blogs Day, اینستاگرم, تلگرام, روز وبلاگستان فارسی, وبلاگ, وبلاگستان فارسی, وبلاگنویسی در تاریخ سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۴۱ ب.ظ، توسط سُر. واو. شین منتشر شده است.
  • هولدن کالفیلد

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۰۶ وب سایت

    این هفته برای بار سوم هست که بیان میکنم اینستاگرام یه شبکه ی اجتماعی پیش پا افتاده و چیپه و اصلا برای مسائل جدی ساخته نشده! خیلی زیاد چیپ تر از فیسبوک! تلگرام رو که اصولا رسانه حساب نمیکنم! من اخیرا یه اکانت اینستاگرام ساختم، میتونی مشاهده اش کنی و ببینی که فقط توش روزمره نوشتم، امروز اینجا بودم، اون روز فلان کار رو کردم! یعنی اونجا همینه، من چرا باید "فکرم" رو جایی مثل اینستاگرام خرج کنم؟ میدونی، بحث خوبی و بدی نیست ها، تو توی جلسه دفاع از تز دکترات با شلوارک نمیری! جریان اینه، اینستاگرام جای فکرِ جدی نیست، جای حسه، جای دور هم بودن، جای نشون دادن اینکه "روزمرگی بد نیست" و در این حد بسیار محترمه! همون کاری که خیلی از ما باهاش میکنیم، باهاش به کسایی که دوست داریم ابراز علاقه میکنیم، باهاش خاطراتمون رو ثبت میکنیم! اما وقتی همه مسخره ی استفاده ی تخیلی از یه چیز رو در میارن دیگه لج در آر میشه، بیای توی اینستاگرام متن بنویسی فلان و بیسار! از اداها که بگذریم، من اصلا مذموم میدونم متفکرین متنهاشون رو - با هر نیتی - توی اینستاگرام میذارن، کسی توی توالت مقاله ISI نمیذاره! قیاسم شاید یه مقدار تیز و بُرنده باشه، ولی همینه! متفکری که فکرش رو توی همچین چاه ویل بی سر و تهی میذاره، قطعا از چشم من میفته!
    بیا از تلگرام حرف نزنیم :|

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۲۸

    آره دقیقاً حرف منم همینه!‌ همون چنگال و سوپ و اینا! ملت گم کردن این چیزا رو متاسفانه. بهش میگی بابا این چیزا رو تو وبلاگ باید بنویسی. میگه دوره‌ی وبلاگ دیگه تموم شد الان همه اینستاگرامن! 

    یکی نیس بگه گـ×ز به شقیقه چه ربطی داره آخه؟ :/

  • رحیم فلاحتی

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۴۰ وب سایت

    تبریک به همه ی وبلاگ نویس ها !
    نقد خوب و پر حوصله ای بود. ممنونم که در این اوضاع وانفسا اینقدر خوب به نوشتن امیدوارمون کردید :)

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۰

    لطف دارین. قربون شما :D 

  • محمد فارس

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۷:۵۷ وب سایت

    متن جالب و مفیدی بود.متشکرم.

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۰

    :)

  • مترسک ‌‌

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۰۸ وب سایت

    شبکه‌های اجتماعی که هیچ! قبلاً توی پستای مختلف به پوچ بودنشون اشاره کردم و خودت هم گفتی و من دیگه تکرار مکررات نمی‌نویسم اما درباره وبلاگ؛ روز جهانی وبلاگ در حقیقت 31 آگوسته و من نمی‌دونم چرا امسال همه 6 سپتامبر رو گرامی داشتن! دومین موضوع این‌که واقعاً هم تبریک نداره؛ وقتی همه جوره مراقب نوشته‌هامونیم که چیز بد ننویسیم اما اون قدری امنیت نداریم و نهایتاً بی‌دلیل «ورود ممنوع» میشیم (مثل ماجرای توکا) دیگه واقعاً تبریک گفتن هم نداره؛ چندین و چند سال پیش، دوران اوج وبلاگستان بود (آخ که من چقدر از این کلمه «وبلاگستان» نفرت دارم) که پرشین‌بلاگ به عنوان اولین سرویس‌دهنده هر سال به مناسبت روز تأسیس خودش جشن می‌گرفت و از وبلاگ‌نویسای نمونه سال تقدیر می‌کرد، یه سالش رو منم رفتم، همین جناب ابطحی که گفتی هم بود اما الان عملاً به غیر از همین ما چند نفری که موندیم بقیه یا دیگه جمع کردن یا مثل وب‌نوشته‌های ابطحی بی‌بخار شدن و یه گروه بزرگی هم اراجیف (به معنای واقعی کلمه‌اش) می‌نویسن؛ نمیگم خودم خوب می‌نویسم اما حداقل سعی می‌کنم به شعور مخاطبم احترام بذارم تا حس نکنه درازگوش تصورش کردم؛ رسماً اغمای وبلاگ فارسی رو اعلام کنیم خیلی بهتره تا بخواهیم تبریک بگیم :|

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۶

    آره خب روز جهانیش رسمی تره ولی 16 شهریور 80 اولین پست وبلاگ فارسی رو سلمان جریری ارسال کرد واسه همین دیگه تو ایران روز وبلاگستان شده. میدونستی البته. 

    خب بهرحال همین که با وجود این همه محدودیت هنوز هم افرادی هستن که مینویسن و تو این روز یاد گذشته میکنن و از وبلاگ و وبلاگنویسی میگن و اینا خودش ارزش داره. حق داری البته اوضاع واقعا ناجوره ولی خب همین که یه جنبشا و حرکتایی تو همین وضعیت کساد اتفاق میفته خیلی خوبه. 
    از کلمه‌ی وبلاگستان هم یادمه قبلا هم گفته بودی بدت میاد. نمیدونم چرا واقعاً :)) خوبه که!
    الان از قدیمیای وبلاگنویسی افراد کمی موندن واقعاً‌ و همونایی هم که موندن اکثرا خیلی بی سر و صدا یه گوشه دارن مینویسن. وگرنه بازم اونقدری هستن که ملت برن ببینن الگو بگیرن خودشون شروع کنن.
    توعم که این حجم تواضع رو بذار کنار. کارت خیلی درسته برادر :D 

  • م

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۲۳

    یادمه چند وقت پیش همد حسین درخشان مطلبی نوشته بود که باید وبلاگستان رو نجات داد

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۲۹

    چه جالب. همین چند دقیقه پیش یاد اون مطلبش افتادم و رفتم لینکشو به پستم اضافه کردم. ثبتش که کردم دیدم این کامنتو فرستادی! :D 

  • نگار. س.

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۵۴ وب سایت

    حقیقتش الان صرفا اعصابم خورد شده که واقعا نیازه به یه سریا این بدیهیات رو توضیح داد.

    روز وبلاگستان هم مبارک. 

  • سُر. واو. شین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۰۱

    اون یه سری تعداد کثیری رو تشکیل میدن متاسفانه :/


    مرسی به شمام مبارک ^_^

  • آیدین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۲۱

    تاسف بار ترین موضوع حال حاضر سطح اطلاعات همون عوامی هست که در تلگرام و اینستاگرام فعالیت دارن . 

    یعنی موضوعاتی که از نظر تو یا من یا یه عده دیگه قابل بحث و اندیشیدن هست به نوعی . از نظر اون عوامی که جمعیت خیلی زیادی رو هم شامل میشن موضوعات مسخره ای اِ که اصلا ارزش وقت گذاشتن نداره . البته همین که اون عوام با اعمالی که در حال انجامش هست بخواد موضوعی رو پوچ بدونه خودش مسخره س :| 

    من خیلی دقت کردم در مورد این موضوعات :
    1- چرا ملت پست های طولانی رو حتی گاها 5 یا 10 خطی رو نمیخونن .
    2- چرا از امکاناتی که در اختیارشون قرار میگیره اصلا اونجوری که باید استفاده کنن استفاده نمیکنن و به نوعی استفاده نادرست میکنن.
    3- چرا فکر میکنن توی فضای مجازی یه آدم نامرئی هستن که میتونن فهش بدن و حرفای رکیک و پوچ بزنن . 
    و کلا هرچیزی که به این موضوعات ربط پیدا کنه . 

    دلیلش رو من به صورت عمده در یک چیز میبینم و اونم ندونستن ارزش واقعی فضاهایی اِ که توش فعالیت میکنن . ملت ما اصلا حتی استفاده ی درست از چیزهارو امتحان هم نمیکنن . انگار هدف سرگرمیه . یا خندیدنه . آخه چیزی که آدم نصف وقتی رو که بیداره رو بهش اختصاص میده واقعا یه چیز پوچ و بی ارزش حساب نمیشه ( اشاره به پوج خوندن فضاهای مجازی که هرچی بگی میگن بابا واقعی که نیست !)

    در مورد صنعت رو به انقراض وبلاگ نویسی هم همینطور . تنهای دلیلی که یک نفر حاضر میشه به اشتراک گذاشتن افکار و مطالبش توی وبلاگ . دقیقا همون بحث اشتراک هست . دوست داره نقد بشه . خونده بشه و بهش اهمیت داده بشه . چیزی که از بین رفته . همین خود تو آخرین باری که یه پست به بلندای همین پست خودت رو با دقت خوندی و یک نظر کامل و پر اهمیت گذاشتی کی بود ؟؟؟ من مطمئنم همین خود تو وقتی با یه متن بلند رو به رو میشی اگر کوچیکترین بهونه ای داشته باشی از خوندنش سر باز میزنی و با خودت فکر میکنی ارزش وقت گذاشتن نداره . ( چه بسی گاها نداره نه اینکه هر پستی داشته باشه ارزشش رو ) 

    نکته ی مهمی که بقای وبلاگ نویسی رو تضمین میکنه دقیقا وبلاگ نویسی نیست . وبلاگ خونی اِ . مخاطب خوب بودن از یه وبلاگ نویس معمولی بودن برای وبلاگستــــــــان فارسی از اهمیت بالاتری برخوردار هست . همون چیزی که تو بر فرض احساس میکنی داری . خونده شدن . اما خودتم میدونی نداری . وبلاگستان فارسی از آینده ای که الان بهش رسیدیم خیلی عقب موند . طوری که جبرانش واقعا سخته . همین سرویس "بلاگ" . امکاناتی داره که به وبلاگ نویس هاش پولی ارائه میده . واقعا خنده داره که یک سامانه وبلاگ نویسی از وبلاگ نویس هاش که در حقیقت کارمنداش هستن پول بگیره برای امکاناتی که در اختیارشون میذاره . تفکر غلط یعنی الان فکر کنی پول میگیره در عوض تبلیغات شامپو کنار وبلاگت نمیذاره . 

    برای جمع بندی موضوع اما :|

    پس اول اینکه کاربرا اهمیتی نمیدن که توی کدوم شبکه اجتماعی که برای چه هدفی ساخته شده دارن فعالیت میکنن . اونا فقط یه جایی رو میخوان که دیده بشن و احساس کنن دارن با آدم های دیگه معاشرت میکنن . بعد به شیوه ای که دوس دارن کاربری اونجارو تغییر میدن . اگر حس کنن با چنگال سوپ خوردن توجه هارو به سمتشون جلب میکنه خب با چنگال سوپ میخورن ! و اصلا به امنیت و سیاست هایی که پشتشه اهمیتی نمیدن . چون زندگیشون مملوء از اتفاقاتی هست که اهمیت امنیت مجازیشون براشون مثل یه شوخیه ! و شاید هست ! 


    دوم اینکه وبلاگستان فارسی نویسنده خوب اگه داره ! خواننده خوب نداره . درست مثل صنعت موسیقی ایران که خواننده داره . . . ولی خواننده خوب نداره ! اگر میخوای شاهد مرگ وبلاگستان که احساس تعلق خاطر خاصی بهش داری نباشی . بجای چالش کتاب خوانی از اول تابستون و خوندن یه کتاب شعر و یه کتاب ؟؟؟ . میتونستی یه چالش دیگه بذاری با موضوعیت "به ازای هر مطلبی که مینویسیم ، 5 نظر خوب و مفید برای مطالب دیگران بگذاریم" . 


    و در آخر اینکه عزیزم . مطالبی که مینویسی انقلاب نمیکند . اعمالی که در پس آن انجام بگیرد ، شاید  ! 

    خوابتم درست کن انقد شواف نکن به قول عوام :| :)) 

  • سُر. واو. شین

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۰

    با اکثر متنت موافقم ولی نه با همه‌ش. یه وبلاگنویس خوب کسیه که فقط برای دیده شدن ننویسه. من خودم واقعاً برام اهمیت خاصی نداره که حتماً بهم توجه بشه یا نقد بشم یا هرچیزی. فقط میخوام یه جایی باشه که یه وقتایی از خودم بنویسم. خود نوشتنه ارزش داره برام. چیزی که ارزش وبلاگ رو پایین آورده دقیقاً همین طرز فکره. کسی که فقط و صرفاً برای دیده شدن و مطرح شدن بنویسه ارزش کار رو میاره پایین. 


    با اینکه وبلاگستان ما خواننده‌ی خوب کم داره موافقم واقعاً. داره ولی کم داره. البته خواننده‌ی خوب فقط خواننده‌ای نیست که بیاد با دقت بخونه و هایلایت کنه و کامنت طولانی بذاره و فلان! خواننده‌ی خوب یعنی خوندن براش مهم باشه. همین. یعنی با این ایده‌ت که هر کسی کامنت خوب بذاره خواننده‌ی خوبی هم هست مخالفم. همین وبلاگ خودم با تمام چرت و پرت بودنش مطمئناً خواننده‌های خوبی داره که هیچوقت کامنت نذاشتن حتی. همونطور که خودم وبلاگ‌هایی هستن که سال‌هاست دنبال میکنم بدون اینکه حتی یه کامنت براشون بذارم. همیشه همینطور بوده. 

    درباره‌ی اون که گفتی خود منم از متنای بلند سر باز میزنم آره درسته. خودم خیلی به مود لحظه‌ایم بستگی داره. یه وقتایی حوصله دارم و میشینم با دقت همه چیزو میخونم و فکر میکنم و یه وقتایی حوصله‌ی خوندن پست‌های دو خطی رو هم ندارم. ولی همیشه اگه ببینم کسی پستی نوشته که موضوعش جالبه ولی اون لحظه حوصله‌ی خوندنش رو ندارم صفحه‌ش رو بوکمارک میکنم و حتما سر فرصت میخونمش، با اینکه شاید کامنت نذارم! 

    ولی خب درست میگی اکثر مردم کلا تو فضای مجازی دیده شدن براشون مهم‌تره تا خلق کردن یه متنی که تو ذهنشونه. راهی هم به ذهنم نمیرسه برای درست شدنش. اوایلش که وبلاگ‌های فارسی شروع به کار کردن چیز جالبی بود! کشف نشده بود و هیچ رقیبی هم نداشت. اولین بار بود که میشد آدم ذهن خودشو بریزه یه جایی که افراد دیگه هم همین کارو میکردن. ولی الآن دیگه اینطور نیست و هر روز داره برنامه‌های جدیدی میاد که همه رو میکشونن سمت خودشون. نمیدونم راهی اصلاً براش هست یا نه. ولی مثل روز برام روشنه که وبلاگ با مفهومی که الآن داره لااقل با یکم تغییر همیشه موندگاره، درحالی که اپلیکیشن‌هایی که میان همیشه دوره‌ای دارن و بعد از یه مدت از دور خارج میشن.

    درباره‌ی چالش هم خدمتتون عارضم که کتاب خوندن در حال حاضر برای جامعه‌ی ما خیلی ضروری تر از کامنت گذاشتنه. پشیمون نیستم :D 

    ساعت خواب داغون شوآفه مگه؟ عجب آدم گـهی هستی تو :))))

    مرسی که کامنت گذاشتی و از این حرفا :D 

  • فاطمه .ح

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۴۴ وب سایت

    سلام. متن جالبی بود. از کلمه ی وبلاگستان خیلی بدم میاد. 

    کانال های تلگرام خیلیهاشون هم شبیه توییترن. و یه سریای دیگه شون شبیه وبلاگ های ابدو خیاری عاشقانه. 
    به گمونم اینکه خیلیا فکر میکنن ساخت وبلاگ یه کاروتخصصی یا همچین چیزیه بخاطر اینه که وبلاگ رو از وبسایت  تشخیص نمیدن. البته احتمالش هست من در طول این مدت بد تشخیص داده باشم :دی 
    چه جالب که یادت هست تاریخ ها رو ... اگه اینو زودتر خونده بودم همین دیروز اولین مطلبِ سومین وبلاگم رو با این روز یکی میکردم :) به هر حال ممنونم از این پست. 

  • سُر. واو. شین

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۹

    چه مشکلی با وبلاگستان بیچاره دارین؟ :)) قشنگه که!


    آره. اکثر کانالا که کپی از توییترن. ینی الان هزار تا کانال داریم که فقط توییت‌های ملت رو میفرستن و البته خیلیاشون همون توییت‌ها رو از کانالای دیگه کپی میکنن :/

    تو حفظ تاریخ و اینا که مشکل دارم کلاً ولی این 16 شهریور مهمه برام خیلی. دیگه یادم میمونه اصولاً :)) 

  • تو کا

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۴۵ وب سایت

    ااخ که دلم خونه ازین همه در دسترس بودن اینترنت  و استفاده های پوچ و بی معنی که توسط آدم های پوچ و بی معنی ازش میشه و پیج ها و کانال های پوچ ترش :||||

  • سُر. واو. شین

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۶

    در دسترس بودن اینترنت خوبه ولی برای ملتی که سواد و شعورش رو داشته باشن. اگه زود جنبیده بودن به وقتش میشد این سواد و شعور رو یاد داد به همه البته. ولی فک کنم دیگه دیر شده :/

  • کافه نشین

    ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۶ وب سایت

    یاد دهه هشتاد -اوج دورۀ بلاگ- بخیر :-(

    من هم مطلبی در همین رابطه با اشاره به یکی از قدیمی های بلاگ فارسی نوشتم که خوندنش خالی از لطف نیست.
    http://cafeneshin.blog.ir/1395/06/14/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%A7

  • سُر. واو. شین

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۵

    هوم. یادش بخیر ..


    مطلب جالبی بود :D 

  • هولدن کالفیلد

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۷ وب سایت

    کامنت این دوستت خوب بود چقدر :دی

    فارغ از اینکه با نصفش موافق نیستم نگاهش تفکر داشت. در مورد متن بلند اما، اتفاقا توی متن بلند اولین وظیفه روی دوش نویسنده ی متنه، جذب مخاطب، متن بلند رو همه اول مرور کلی میکنن اگه ارزش داشت میخونن، شخص من پستهایی داشتم اندازه دو برگ آ۴ که بالای ۵۰تا کامنت چالش برانگیز خورده. متن بلند مسئولیت داره،کسی که نمیتونه بلند بنویسه بهتره ننویسه!

  • سُر. واو. شین

    ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۰۸

    تعریف نکن از این پررو میشه :))


    آره موافقم. خیلیا هستن میان کلی وقت میذارن یه متن بلند بی کیفیت مینویسن بعد هم کلی ناله میکنن که چرا کسی توجه نکرد. در کل هر متنی جذب نمیکنه خواننده رو.

  • فاطمه .ح

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۷ وب سایت

    این کلمه ی "وبلاگستان" لوس بازیه گفتنش :| برای همین بدم میاد :|

  • سُر. واو. شین

    ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۰۸

    از ابتدای بوجود اومدنش اسمش همین بوده. لوس بازی کجا بود :)) :/

  • هولدن کالفیلد

    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۴ وب سایت

    شب جمعه ای کجایی که کامنتم رو تایید نمیکنی؟
    این وقت شب اونم! :|

  • سُر. واو. شین

    ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۰۸

    جان تو رفته بودم بیرون یه دوری بزنم فقط. خبری نبود :))

  • گمـــــــشده :)

    ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۳۹ وب سایت

    منم موندم چرا ملت پست طولانی نمی خونن
    در حالی که خودم وقتی پستم طولانی می شه یعنی وقت و فکر بیشتری براش خرج کردم ولی از اون طرف کمتر خونده می شه
    :|

  • سُر. واو. شین

    ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۱۰

    دلیلش که مشخصه خب. تلگرام و اینستا و این حرفا. گشاد شدن ملت.

  • مترسک ‌‌

    ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۷ وب سایت

    کلمه «وبلاگستان» اصالت نداره، حس خوبی نمیده، دائم حس می‌کنم با یه شترگاوپلنگ سروکار دارم، همون قدر بی‌اصالته؛ نه شتره، نه گاوه و نه پلنگ!

    درباره تواضع هم واقعاً متواضع نیستم، واقعیته D:

  • سُر. واو. شین

    ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۸

    موضوع اینه که از همون اولین خشتی که گذاشتن اسمش همین بوده. مث این که الان بیایم بگیم اسم ایران اصالت نداره باید عوض شه :))

  • Fatemeh

    ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۳

    _ چرا همش از کتاب درسی و کنکور پست میذاری؟! 

    _ انتظار داری تو سال کنکورم از تحولات اکراین پست بذارم؟!  

  • سُر. واو. شین

    ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۸

    یادمه اون موقعا یه همچی کامنت‌هایی رد و بدل شده بود :D 

  • Fatemeh

    ۲۲ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۱

    درسته البته من صاحب نظر نبودم. من فقط ناظر بودم :) 

    متاسفم که کامنت بی ربط با متنت گذاشتم اینستاگرام منو یاد اون دوتا کامنت انداخت. 

  • سُر. واو. شین

    ۲۲ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۸

    کلاً هر کامنتی بذارین باعث افتخاره. بی‌ربط و باربطش مهم نیست. راحت باش شما :D 

  • sina S.M

    ۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۴۲ وب سایت

    سروش جان ... من گفتم تو توی اینستا پست نمیذاری لابد اینجا هم سوتو کوره... زهی خیال باطل

  • سُر. واو. شین

    ۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۳۶

    تو همون اینستا گفته بودم که با اینستا حال نمیکنم و لوس شده :D 

  • Fatemeh

    ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۴۰

    خب الان که نوشته رو خوندم میتونم کامنت مرتبط باهاش و بذارم. من بعضی قسمت هارو ( مربوط اینستاگرام و تلگرام) خیلی قبول داشتم البته خودمم استفاده میکنم هردو اما قبول دارم. اون قسمت های دیگر رو هم نظری ندارم چون من هیچوقت متاسفانه وبلاگ نداشتم حالا به هر دلیلی ولی بهش علاقه داشتم اما تا حالا قسمت نشده بهم برسیم. یه چیزی که تو نوشته هات خیلی توجه منو جلب کرده مثال هایی هست که میاری نمیدونم چرا فکر میکنم این مثال ها بداهه نیست و از قبل تعیین شده ست البته خب من خودم اینو دوست دارم هیجان انگیز میشه متن. مثلا مثال ابطحی و بعیدی نژاد ;-) اما چیزی که خیلی دوست داشتم بگم این بود که تو این قریب به یکسال که وبلاگ و دنبال میکنم هیچوقت راجع رشته ات و شغل آیندت به طور جدی ننوشتی شایدم من ندیدم. خیلی برام جالبه یعنی علوم پایه تون هیچ چیز جذابی نداره؟! فکر میکنم علاقه مند به این طور نوشته ها  زیاد باشه :) 

    در آخر هم راجع متن بلند و کوتاه. خب بحث کوتاه و بلند خوندن نیست میدونید مردم ما حوصله خوندن ندارن کلا. یه مدت پیش فکر کردم اگر روزی بخوام کتابی بنویسم رو جلدش اینو میزنم : همیشه دوست داشتم کتابی بنویسم که تنها کسانی که آن را نخوانده اند قشر بی سواد جامعه باشد اما متوجه شدم اینکه تا حالا هیچ کتابی اینقدر فراگیر نشده مشکل از نبود کتاب خوب نیست مشکل از کمبود قشر کتاب خوان جامعه است. 

  • سُر. واو. شین

    ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۰۵:۱۲

    وبلاگ بساز ولی. خوبه :D 


    در مورد مثالا خیلی یادم نمیاد از قبل فکر کرده باشم بهشون ولی این دو مورد ابطحی و بعیدی نژاد رو مطمئنم بداهه بودن :))

    دانشگاه و چیزای روزمره و اینا هم کلاً خیلی علاقه ای ندارم ازشون بنویسم ولی تا الآن به این فک نکرده بودم که چرا از رشته و اینام ننوشتم. شاید بیشتر نوشتم ازشون در آینده. مرسی که گفتی :D 

    جمله آخری هم خیلی خوب بود.

  • maryam !

    ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۰۳:۴۷

    سلام

    می دونم درخواست نوشتن از یه بلاگر مسخره ست، اونم تو که از روزمره هات نمی نویسی؛ اما من کلاً آدم مسخره ای ام ُ ازت می خوام بنویسی :دی

    اگرم سوژه نداری، من هستم :-))))

    خلاصه که بنویس دیگه :-)

  • سُر. واو. شین

    ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۷

    خیلی ممنون که انقد لطف داری و اینا. یکم درگیری ذهنیم این مدت زیاده فرصت نمیکنم چیزی بنویسم. ولی چشم همین چند روزه آپ میکنم :D 

  • raha .

    ۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۱ وب سایت

    کاملا با نظرتون موافقم.
    وبلاگ برای من مثل یه ویلای خلوت تو یه جای دنجه که هر چقدرم گزینه های دیگه با جذابیت های زیاد بیان و برن بازم فقط اینجاست که بهم حس خوبی از آرامش فضای مجازی می ده

    اون دیدن فیلم و فراموش کردنش هم به نظرم عادیه. وقتی مشغله ذهنی زیاد باشه کاملا قابل قبوله که چیزای کم اهمیت تر برن تو حاشیه ی ذهن
    مثلا من خودم زیاد واسم پیش اومده که وسط فیلم تازه فهمیدم "عه!!! من اینو قبلا دیدم!" :/

  • سُر. واو. شین

    ۰۶ مهر ۹۵ ، ۲۳:۴۴

    آره وبلاگ میتونه یه همچین چیزی باشه. تعبیر باحالیه :D 


    دقیقاً برام زیاد پیش اومده. یه فیلمو دیدم وسطاش گفتم چقد این یه صحنه‌ش آشناس. بعد رفته جلوتر گفتم اینو که من دیده بودم قبلاً! ولی هیچی یادم نمیومد ازش. خوبه که تنها نیستم لاافل :D 

  • ساکن طبقه 40

    ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۱:۳۴ وب سایت

    یک بلای دیگری که این شبکه ها بر سرِ ما آورده اند این است که می خواهیم با خواندن جملات کوتاه رمانها و آثار ِ بلند سینمایی و هنری، همان حس و مفهومی را درک کنیم که نویسنده در پی اعلام اون هست. فارغ از اینکه شما باید ساعت ها وقت بگذاری و رمان بینوایان رو بخوانی تا بتوانی بفهمی پشیمانی چیست ... با نقل قول که نمی شود...

  • سُر. واو. شین

    ۱۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۷

    آره دقیقاً. بدتر از اون اینه که ملت با همین نقل قول ها ملت فاز روشنفکری برمیدارن و اظهار وجود هم میکنن تو جمع :/

  • نقطهـ .

    ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۷:۰۰ وب سایت

    وبلاگ نویسی جوری ک من فکر می کنم بیشتر یه نیازه برای بروز دادن تا یه شبکه برای ارتباط. همیشه م پیروان خودش رو داشته، اینستاگرام و سایر این خزعبلات یه قصه ی دیه ای دارن.

  • سُر. واو. شین

    ۱۰ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۷

    آره اینجوری هم میشه نگاه کرد.

  • آی‌لار :)

    ۲۰ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۲ وب سایت

    بلاگرا کلا آدمای خاصی هستن... متفکر تر و با شخصیت تر از عموم مردمن!
    + روزمون با تاخیر یه ماهه مبارک! :)

  • سُر. واو. شین

    ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۲:۵۰

    البته بلاگر داریم تا بلاگر، و عموم مردم داریم تا عموم مردم :))


    + مبارک :) ..

  • خانم والیوم

    ۲۲ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۹ وب سایت

    سروش سخن از زبان ما می گویی..

    یه ملت همه چیز با هم قاطی کنی هستیم لامصب:/

    عین تو فنجون ماکارونی خوردنه کانال تلگرام رو جایگزین وبلاگ کنی:/

  • سُر. واو. شین

    ۲۴ مهر ۹۵ ، ۰۰:۲۱

    دقیقاً. بساطی شده :/

  • آرش دامن افشان

    ۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۸ وب سایت

    سلام سروش جان، من وبلاگت رو توسط یکی از دوستان پیدا کردم. خودم هم نزدیک به 2 ساله دارم وبلاگ نویسی می کنم و دقیقا مطلبت حرف های من رو میگفت، متاسفانه این روز ها باب شده هر کسی یه کانال میزنه و هر کی توی کانتکت هاش هست رو توش اد میکنه و شروع می کنه به انتشار نوشته هاش یا یک پیج اینستا میزنه و با یک عکس استوک خوشگل نوشته شو زیرش می نویسه، در حالی که ادعا میکنه یه آدم بروزه اما هنوز معنی اینستاگرام و تلگرام رو نمی‌دونه. درباره منبع درمامد تلگرام هم منو توی فکر فرو بردی و فکر کنم به همین زودیا به دلیل اطلاعات شخصی تلگرامم رو حذف کنم (هر چند فکر کنم دیگه لو رفته باشم). 

    خلاصه از اینکه یک وبلاگ خوب دیگه رو به لیست وبلاگ های مورد علاقه ام اضافه کردم به شدت خوشحالم :) ایشالا موفق باشی..

  • سُر. واو. شین

    ۲۲ آذر ۹۵ ، ۰۱:۰۷

    آره واقعاً این مساله‌ی کانال و اینا مصیبتی شده. هر روز تو شیش تا کانال عین هم آدمو اد میکنن از هرکدومم لفت بدی یکی ناراحت میشه :))


    بنظرم استفاده‌ی ساده برای چت و اینا از تلگرام مشکل ساز نمیشه. ولی اگه قراره امنیت از اون نظر اولویت باشه واتس‌اپ بهتره بنظر خودم. رمزنگاریش قوی‌تره گویا.

    خیلی لطف دارین واقعاً. ممنون شمام همینطور :) ..

  • فاطمه

    ۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۸:۳۱

    خب من برای دومین بار این مطلب و خوندم به امید اینکه راهنمایی چیزی پیدا کنم .
    از مدتها پیش که اینستاگرام دلیت کردم با کلی اشک و آه به دلیل اینکه تمام نوشته هام رفت ،خیلی وقته جز برای خودم و کاغذ جای دیگه ننوشته ام و این هم معضل یا معظلی شده برای خودش .البته توی اینستاگرامم اصولا برای خودم مینوشتم فقط چون اکثر کاربر های اونجا برای خوندن نمیان ویادمه کامنتی که خیلی زیاد برام میذاشتن این بود : این همه مطلبو خودت تایپ کردی واقعا؟ ولی خب میشه این امید داشت که کاربرای اینجا به این صورت نباشن.ولی خب گاهی هم با خودم اینومیگم که با انبوه مطالب قشنگ و بلاگ های با امار های نجومی کی مال تورو میخونه؟

    اما باز با همه ی اینا دیگه واقعا تصمیم گرفتم به مناسبت تولدم به خودم یه وبلاگ هدیه بدم .اما از اونجایی که عاشق معقوله ی تحقیقم و تا اینجای تحقیقم هرکسی یه چیزو پیشنهاد کرده ( پرشین .بلاگفا و....) و همه هم میگن فقط اونی که اونا میگن خوبه و امنیت داره و اینا واقعا سردردگمم.
    اخر تمام این حرفا . میتونم بپرسم پیشنهاد شما؟:)

  • سُر. واو. شین

    ۲۲ آذر ۹۵ ، ۰۱:۱۲

    اگه اینستاگرام یه امکان برای پشتیبان گیری از مطالب بذاره برای این قضیه خیلی کمک میکنه. یه چیز جالبی هم که هست اینه که مثلاً خود منم که وبلاگ زیاد میخونم وقتی تو اینستاگرام متن بلند میبینم حوصله نمیکنم بخونم و رد میشم ازش. فک کنم واسه اینه که اساساً وقتی اومدم اینستا ینی میخوام عکس ببینم، واسه متن نیومدم! D: 


    من خودم خیلی سیستما رو امتحان کردم و نظرم قطعاً همین بلاگ بیانه. با اختلاف از رقبای ایرانیش جلوتره و اگه تصمیم داری تو یه سرویس ایرانی بنویسی بیان بهتریه. شک نکن توش. اگه دلیل بیشتر هم خواستی بگو توضیح بدم. 

    درباره‌ی خونده شدن و اینا هم بنظرم هر طرز فکری یه علاقمندایی داره. اگه دلی بنویسی قطعاً مخاطبا سر و کله‌شون پیدا میشه و شلوغ میشه وبلاگت. نگران این چیزا نباش. بنویس فقط D: 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">