به‌ هر‌ حال

چهار تا تار موی منو همین لانتوری منش سفید کرد

پنجشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۷ ق.ظ

  پس نوشت: چند ماه بعد از نوشتن این مطلب نظر من درباره آقای پدرام فرهادیان تغییر کرد و دیگه به دید یک معلم خوب بهشون نگاه نمیکنم. نظرم راجع به استاد کرامت همچنان پابرجاست.

امروز تدریس زیست پدرام فرهادیان رو توی سایت کانون میدیدم. واقعا نکاتی که میگه خیلی خیلی عمیق و ارزشمندن. لج درآریش اونجاست که دقیقاً از متنی که تو کتاب خودته و جلوی چشمت نوشته یه نکته ای میگه که حتی فکرشم نمیکنی! حالا نه اینکه فقط پدرام فرهادیان این نکات رو بلد باشه. خیلیا بلدن و قطعاً خیلیا حتی بهتر از اون بلدن. ولی خب دیگی که واسه من نجوشه میخوام فولان! معلمای خوب و عالی هستن ولی واسه رقیبا! البته معلم خودمونم خیلی خوبه ولی بیشتر از اون به فکر ترکیب سالهای مختلفه که وقت کنه عمق کتاب رو بکشه بیرون. با این اوصاف احساس میکنم این یجور ظلمه! اینکه مثلا یکی معلش آقای X باشه و عمیق ترین مطالب کتابو لای نون لواش بذاره با چایی بده دست طرف ولی تو لازم باشه کلی زحمت بکشی و از اینور اونور ترکیب کنی تا بلکه تو قلمچی بالای 80% بزنی. البته خب از یه نظر میشه گفت این دلیل نمیشه. امسال 3 نفر زیست کنکورو 100% زدن و دبیر هیچکدومشون علی کرامت یا فرهادیان یا ... نبود! ولی به نظرم این حرفم یجور مرهم کاذبه. یاد اون متن طنزه میفتم که این چند روز ساعتی دو سه بار توی گروه های مختلف اپلیکیشن جاسوسی و ضد میهنی واتس اپ کپیش میکنن! که میگه نمیدونم اگه ترکت کردن بدون لیاقتت رو نداشتن, اگه فلانت کردن بدون فلان, خلاصه هرجوری ریدن بهت یجوری خودتو راضی کن. واسه خودت میگم که اذیت نشی و این حرفا!

الان اگه بخوام درباره ی همین هم نظرمو بگم دوباره باید برگردم به اینکه واسه صد زدن نیازی نیست حتماً دبیرت فلانی باشه. ولی نمیگم چون دوباره بین همین دو موضع تا ابدالدهر باید معلق باشم ولی جمعه آزمون دارم, وقتش نیست :D

  پ.ن: زلزله اومد امروز. همین. ینی کلا توضیحات اضافه ای ندارم. در حد یه جمله ی خبریِ به تخمم خور :D

  پ.پ.ن: از اول مهر دارم سعی میکنم یه شب زودتر از 1:30 بخوابم ولی چرخ روزگار به مراد ما نمیچرخه. ینی ساعت 12 هم قصد خواب کنم بازم 1:30 میرم تو تخت.

  پ.پ.پ.ن: اون معاون پرورشیمون که تو پستهای قبلی درباره ش به تفصیل سخن گفتم دیگه تو استیجای آخر جنونه. بلندگوی مدرسه رو به نرده ی کلاس ما وصل کردن. زنگای تفریح که میکروفون ورمیداره با بچه ها تو حیاط حول مسائل خاور میانه مصاحبه میکنه. موقع نمازم به حالت آواز و چهچهه میگه عجلوا بالصلاة و بشتابید نماز بخوانیم و فولان و بیصار. یه مدته دنبال اینم که ببینم ساقیش کیه ولی پیداش نمیکنم. جنسای خوبی داره قطعا!

  پ.پ.پ.پ.ن: شما را به دیدن Family Guy فرامیخوانم. ببینین خدایی. الان اگه دیده بودین با دیدن پی نوشت های این پست یاد یکی از صحنه هاش میفتادین لبخند میزدین. حالیتون نیست که بدبختا. اصلا برین همون ستایش ببینین. والله :|

۰ ۰
۲ دیدگاه
| اشتراک‌گذاری‌: به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم به اشتراک بگذاریم

  • آیدین

    ۰۹ آبان ۹۳ ، ۱۲:۳۵

    اتکا به دبیر اتفاقا تنها عاملیه که باعث میشه شما یه درس رو 100% نزنی . یعنی اگه 5 تا راه باشه یکیش اتکا به دبیر باشه شما تنها راهی رو که نباید برای 100% زدن تست کنی همون اتکا به دبیره :| 


    خوندن متن کتاب حتی از تست زدن هم مهم تره . چون تست های پیاپی باعث میشه یه شیوه ی سوالی خاصی تو ذهنت شکل بگیره و وقتی میری سراغ کتاب فقط نکاتی به ذهنت میاد که در راستای همون شیوه مطرح شده . یعنی به عبارتی برای نکته ها نباید شکل خاصی در نظر بگیریم که بگیم در این قالب باید خودشو نشون بده چون ممکنه ذهن طراح سوال با ذهن ما هماهنگ نباشه :/ 


  • سُر. واو. شین

    ۰۹ آبان ۹۳ ، ۱۵:۰۲

    1. قطعا مهم ترین منبع حداقل تو زیست کتاب درسیه. از دوستام بودن که تست خیلی کم زده بودن و فقط کتاب خونده بودن و کنکور بالای 80 زدن.
    2. ولی قطعا کتاب درسی هم کافی نیست و تست زدن هم لازمه چون فن کلی تست زدن میاد دستت. مثلا یه کسی که ترجمه mRNA رو فقط از کتاب خونده باشه طبیعتا تو تست ضعیف تر از کسی عمل میکنه که تست هم زده.
    3. چون زیست شناسی خیلی استنباطی و مفهومیه یه معلم که زیر و بم کتابو کشیده باشه بیرون خیلی خوب میتونه کار دانش آموزو راحت کنه و طرف کمتر نیاز باشه خودش با کتاب درگیر شه.

    :D

  • آیدین

    ۱۰ آبان ۹۳ ، ۱۷:۳۶

    منم نگفتم نرو سر کلاس بشین خونه :| من گفتم اتکا به دبیرت نداشته باش یعنی هرچی دبیرت گفت بخونی بقیه شو مثلا با اهمیت کمتری بخونی اینطوری ضرر میکنی . 

    در مورد تست هم نگفتم نزن :| یه سری هستن که روی تست به آدم درس میدن که در نگاه اول موثره اما در طولانی مدت باعث همون چیزی که گفتم میشه . یعنی فقط میری دنبال سوال دیگه به این توجه نمیکنی که تو خودت قابلیت بیرون کشیدن سوال رو داری . 

    اتفاقا هرچی بیشتر با کتاب درگیر باشی یعنی فقط خودت باشی و کتاب ارتباط موثر تری هست . یعنی تو میفهمی و برات سوال ایجاد میشه و دیگه هیچوقت این سوال از ذهنت پاک نمیشه . درست مثل مثلا ماهی ای که دبیر میده دستت . تا وقتی ماهی رو داری که تو دستته . ولش کنی دیگه رفته چون تو خودت نگرفتیش که دوباره بتونی بگیریش . یعنی تو به یه نکته ای رسیدی با خوندن کتاب . اما دبیر به تو نکته ای رو گفته و تو فقط حفظش کردی که هر لحظه ممکنه از یادت بره یا با یه سوال مشابه دچار دوگانگی بشی مثلا . 

    ول کن دیگه جواب نده اه :| دوساعت دارم مینویسم سرمم درد میکنه :| مرتیکه :| 

  • سُر. واو. شین

    ۱۲ آبان ۹۳ ، ۰۰:۱۴

    :))))))))))

    آره خب از این نظر قبول دارم عسیسم. اعصاب خودتو خورد نکن :-"

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">